![]() این وبلاگ متعلق به فارغ التحصیلان رشته حقوق دانشگاه امام صادق (ع) ورودی 1382 می باشد.
پست الکترونیک آرشیو مطالب نویسندگان
وضعیت در یاهو
آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
قرآن کریم
دانشگاه امام صادق (ع) سازمان سنجش پرسش و پاسخ ورودی 84 پلیس مشاوران و وکلای قوه قضاییه گام آخر بلاگفا خبرنگار مسلمان مؤسسه داد آفرين سخن نور قاصدک موسسه طرح نوین مرجع مقالات حقوقی اتحاديه سراسري كانونهاي وكلا گفتارهایی در حقوق جزا حقوق برای همه وکیل مدافع عدالتمند و حقیقت جو باشید آرماچوندیا حقوق ایران و جهان حقوق خانواده حقوقدانان چش سفید و حقوق بشر آرمانگران دادگر مستور موعود عکسهای سارا دفتر مطالعات و تحقیقات زنان معرفی وبلاگهای حقوقی دنیای حقوق حقوق ایران و فرانسه انصاف انجمن ایرانی حقوق جزا سایت حقوق ایران دنیای حقوقی من چرندیات یک چپ دست شاخه نبات خاطرات دوران دانشجویی وکالت دادخواهی مجمع علمی و فرهنگی مجد کارآموزان علوم قضایی United Nations Find Law The World Law Guide ICRC تحولی نو نجات غزه شق القلم پرسه در خیال پزشکان بدون مرز انجمن ایرانی جرمشناسی کتابخانه ملی ایران Adib Lawyer تخصصی حقوق دختران باحجاب شکوفه عصمت گفتمان آزاد :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
خبرنامه
RSS
|
خبرها و خاطره ها
یاد باد ان روزگاران یادباد
سلام بچه ها بازم منم. چه خبر؟دیگه کسی عروس نشده؟تازه عروسامون بچه دار نشدن؟دلم برای یه مهمونی دورهمی تنگ شده. راستی وبلاگتون خیلی سوت وکور شده.شنیدم گردوخاک کردین.تعداد عناصر ذکور وبتون هم داره زیاد میشه.امیدوارم همتون موفق باشین.التماس دعا.راستی باوفاترینتون الهامه که از اینجا روشو میبوسم
سلام بچه ها سمیه ام حالتون چطوره امیدوارم همه سرحال موفق و دماغتون چاق باشه.از ذانشگاه اصفهان باهاتون تماس میگیرم.اینجا بچه هاش خیلی خرخون هستند.مرضیه اکبری هم اینجاست.مشتاق دیدارتون
کیلومتر ها فاصله
سلام بچه ها ، احوالتون چطوره ؟ ظاهراً که خیلی بهتون خوش می گذره و ما تبعیدی ها رو فراموش کردین ، عیبی نداره ولی ما همیشه به یادتون هستیم . از موفقیتهای تازتون چه خبر ؟ راستی عروسی نیره را هم تبریک می گم . مشتاق دیدارتون از میان سلسله کوههای زاگرس ، سمیه
این هم از عروسی
سلام دوستان خوبم دوستدار و دعاگوی همتون الهام
احوالپرسی وخاطره
سلام دوستان باید زودتر از این سر می زدم وازاونایی که منت گذاشتند و به کلبه کوچک ما اومدند و کادوهای زیبا اوردند تشکر کنم ولی فردای مهمونی کوله بارو بستم و رفتم شهرستان بعد هم که اومدم تهران نوبت دندانپزشکی داشتم ۲تادندون عقل رو یک جلسه کشیدم و دو سه روز حالم خیلی بد بود.حالا كه دير اومدم درعوض يه خاطره خنده دار براتون بگم : امروز صبح که علی آقا می خواست برا نوشتن اخرین گزارش کاراموزیش بره دادگاه کیفری استان منم دنبالش راه افتادم جاتون خالی میخواستیم بریم داخل جلسه خودمو انداختم وسط کاراموزا و وکیل جازدم تازه وقتی متهم رو همراه با یک سرباز که دست و پاش بسته بود رو دیدم «منی که تو عمرم اگه از چند کیلومتری یه مجرم یا ....میدیدم فرار می کردم»بدنم شروع کرد به لرزیدن خلاصه نشستیم پشت سر مادرو پدر مقتول ومادره هم تا وارد شد شروع کرد به گریه کردن خلاصه جلسه یه ۲ساعتی طول کشید وقتی خواستم برم بیرون پشت در که تمام اقوام قاتل صف کشیده بودند تا ببینند نتیجه چی میشه به من هجوم اوردند که قاضی چی گفت و.....من که ترسم کمی ریخته بود دوباره ترس مارو فراگرفت خدمو جدي نشون دادم و گفتم به نظر من دلايل برا اينكه متهم رو قاتل بدونه كافي نيست و جلسه تمديد شدو بايد دنبال دلايل بيشتري بگردند مادر قاتل كه از حرفهاي من كلي شاد شده بود منو تو بغل گرفت و گفت دخترم هميشه خوش خبر باشي منم از ميان جمع فرار كردم و 3طبقه رو به سرعت اومدم پاييين علي آقا كه برا امضاي گزارشش پيش رئيس رفته بود كلي دنبال من گشته بود تا اومد پايين .اينم خاطره حقوقدان نوپايي مثل من
مهمانی
یک سلام به دوستانی که خیلی مایل بودند در مهمانی خدیجه عزیز شرکت کنند ولی به دلایل کاملا موجه ! نتوانستند و یک سلام هم به دوستانی که واقعا کم لطفی کردند و نیامدند . بی مقدمه برم سر اصل مطلب : عکسی که مشاهده می کنید عکس یکی از کسانیست که در مهمانی حضور داشت ، علی آقا پسر محدثه عزیز ! البته معلوم نیست که ایشان در این تصویر محو چهره عکاس شده یا از اینکه در بهار برف میباره تعجب کرده ؟! می خواستم یک عکس هم از کیک تولد بگیرم ولی متاسفانه دیر جنبیدم و کیک تکه پاره شده بود ! آمنه ، فضه ، فاطمه.ا ، محدثه ، مریم.ر ، الهه و خودم ! از دیگر حاضران مجلس بودیم که البته به دلایل امنیتی ، اخلاقی ، خانوادگی و ... از نمایش تصاویر ایشان معذورم ! باز هم از دوست خوبم خدیجه به خاطر فرصتی که ایجاد کرد تا همکلاسی ها دور هم جمع بشوند و خاطرات گذشته رو زنده کنند و البته به بحث های حقوقی بپردازند ! تشکر می کنم . لازم به ذکر است که خدیجه با همسرش حجت تمام کرده که " دفعه بعد می خوام همکلاسی هام رو به مناسبت تولد بچم دعوت کنم "! ما هم منتظریم !!! مرضیه
سلام بچه ها دست همتون که این مطالب رو می نویسید درد نکنه خصوصا الهام خانم،آمنه جان و یک تشکر ویژه برای مریم.ض.واقعا دست درد نکنه خیلی مطلب باحالی بود بازم از این کارا بکن.راستی مریم جان دعا که یادت نمی ره بالاخره ما با هم نون و نمکی خوردیم......یادش بخیر...... هفته پیش دانشگاه بودم ،جاتون خالی با الهام و الهه خیلی بهمون خوش گذشت.بهار دانشگاه واقعا زیباست اما باورتون نمی شه انگار یه چیزی کم بود خیلی سوت و کور بود.جای خالی بچه های 82واقعا احساس می شد. مولود
سلام دوستای گلم
امیدوارم حال و احوال همتون خوب باشه و تعطیلات نوروزی خوش گذشته باشه.تو این تعطیلات نمی دونستم باید از اینکه اینبار بی خیال درس و کتاب و دانشگاه به مسافرت رفتم خوشحال باشم یا از اینکه بعد از تعطیلات کار خاصی ندارم وباز من می مونم و بیکاری ناراحت...
ما شش نفر !
مولود عزیز خواسته بود که از مهمانی براش بگیم ... خوب ! همه چیز عالی بود و خیلی خوش گذشت ، جای دوستانی که نیامدند خالی بود . خودم ، الهه ، الهام ، فضه سادات ، سمانه و خدیجه روز سه شنبه مهمان سرالحیا بودیم . خیلی زحمت کشیده بود و با اون حالش خبر مهم اینکه مراسم عروسی سمانه ۲۲ تیر ماه سال جدید برگزار میشه پس از انتظار بسیار اوراق امتحانی یک درس دیگر هم تصحیح شد !!! درس قواعد فقه ! البته هنوز از نمره ها خبر ندارم . مرضیه
بنام خداوند انديشه
سلام قابل توجه مرضيه جون عشق همه چيز است ، عشق كليد زندگي است و تمام عالم به قدرت عشق است . (رالفواددوترين) ... دختر هنوزم خواستگارات رو رد ميكني ... ؟!!! راستشو بخواي دلم حسابي براي بگو بخند هات با الهه در مورد عشق و ازدواج تنگ شده ، ولي تعجب ميكنم كه چرا با وجود اين همه صميميتتون اونو تو وبلاگ نويسي راه نميندازي ؟! براي مهموني خونه سر الحيا تصميمي واسه اينكه كادو بگيريم يا نه گرفتي؟ البته اگه نظر من رو بخواي پول بديم بهتره . مرضيه جون بايد بگم شوهرم از ظرفيت بالا و وسعت نظرت در مورد اظهار نظر ديگران تو وبلاگ خوشش اومد !! براي همه همكلاسيهاي گلم آرزوي سلامتي و سرزندگي دارم . خديجه
انتظار مقدم دلدار می باید کشید... به بهانه جمعه ای دیگر که در پیش است... ای روز آفتابی ای مثل چشم های خدا،آبی ای روز آمدنت روشن این روز ها که می گذرد هر روز، در انتظار آمدنت هستم اما، با من بگو که آیا من نیز در روزگار آمدنت هستم؟ مرحوم قیصر سلام همکلاسی حال و احوال؟امتحان ارشد هم تموم شد،هر چند، ما که کشکی امتحان دادیم ولی امیدوارم اونایی که تلاش کرده بودن وبرای آزمون مایه گذاشتن موفق باشن هر چند خدا وکیلی سخت بود مخصوصا سوالای جزاییش از این حرفا که بگذریم حالا نوبت بچه هاست که مرام و معرفتشونو نشون بدن و یه سری به وبلاگ بزنن و ما رو مستفیذ ! کنن ایامی که از اتمام دانشگاه گذشت تا الان برای من پر از خاطره بودو سرم شلوغ...(ببخشید مثل اینکه ما خواهر عروس بودیمااااا! روز امتحان مشاوره هم ،خیلی از بچه ها رو در کمال ناباوری دیدم،بماند که چقدر شیرین بود... نمیدونم فرصت دیدار مجدد فراهم میشه یا نه؟ من که تا اون زمان دلمو به این وبلاگ و پیامک های گاه و بیگاه و خاطرات گذشته راستی روز 29 بهمن حانیه کوچولو ضمنا پیروزی ایران در عرصه فناوری هسته ای هم مبارکتون باشه کماکان ما رو دعا کنید یا علی سمیرا
درد دل
سلام دروغه اگه بگم دلم واستون تنگ شده بود ... خدایی درد کنکور بد دردی بود.... اما حالا به یادتونم ...دیگه هیچی واسم مهم نیست .. تقصیر خودتونه که من دل سنگ شدم ...وگرنه مطمئن باشید هیچکس بیشتر از من روز آخر گریه نکرد ،اونم در حالی که هیچ کس نفهمید من در تمام راه بر گشت در حالی که از پنجره به بیرون خیره شده بودم اشک ریختم......
در قمار زندگی من باختم ... بس که تک خال محبت بر زمین انداختم مریم
بعد از کنکور ... !
کنکور کارشناسی ارشد هم برگزار شد ... ! زمان خیلی سریع گذشت ، آنقدر سریع که تا دفترچه سوالات رو جلوی خودم ندیدم باورم نشد ! پارسال کنکور آزمایشی دادیم تا شاید در محیط قرار بگیریم و با نحوه برگزاری آزمون و تعداد سوالات آشنا شیم ... امسال کل سیستم متحول شد از تعداد دفترچه ها و سوالات گرفته تا زمان پاسخگویی و ... !!! اصلا بهتره که هیچ اظهار نظری نکنم فقط این رو می دونم که واقعا نمیشه رو هیچ چیز کنکور حساب کرد ، نه زمانش ، نه نوع و تعداد سوالاتش ، نه منابعی که معرفی میشه ... یعنی طراح سوالات جزا اصلا دنبال این بوده که سوالی رو بده که جوابش تو منابع اصلی نباشه !!! حالا راست یا دروغ کمتر کسی بود که با رضایت از جلسه بیرون بیاد ، یا از سختی سوالها شاکی بودن یا اگه سوالها به نظرشون آسون بوده هم ، نتونسته یا نرسیده بودن جواب بدن ! راستش رو بخواهید خستگی این مدت به تنم موند ... شنیدم که نتایج رو تو اردیبهشت میدن ، تا اون موقع ... تنها دلخوشیم اینه که امروز ( یعنی دیروز چون الان ۱:۳۰ صبح پنج شنبست ) خیلی از دوستها و همکلاسی هام رو دیدم ، دوستای دوران دبیرستان ، دانشگاه ، ورودی ۸۴ ( که خیلی ارادت داریم خدمتش ! ) و ... در ضمن خدمت همکلاسی های خوبم عرض کنم که همراه من به حالت تعلیق یک طرفه دراومده و متاسفانه در حال حاضر نمی تونم جواب دوستانی رو که پیام میدن بدم !!! التماس دعا ، مرضیه
دلتنگی و بی قراری
دوستای گلم سلام
شرط می بندم دیگه تو هیچ جای دنیا همچین دوستایی پیدا نمی کنم! شنبه پیش موقع خداحافظی باورم نمی شد واقعا از هم جدا شدیم غم غربت تو دلم نشست. از شب تا صبح خوابم نبرد فقط بگم همتون رو خیلی دوست دارم! واسم خیلی دعا کنید. راستی از بس مشتاق دیدار وبلاگمون بودم امدم دانشگاه و اینا رو نوشتم. اخه اینترنت خودمون خرابه.
فضٌه سادات
روز کنکور
امروز داشتم فکر می کردم که ۱۰ بهمن هم از راه رسید ... چه روزی ! اگه به خاطر بارش برف و عقب افتادن امتحانات دانشگاه ها نبود ، امروز عصر کنکور داشتم ! و یه نفس راحت ... البته به شرط اینکه خوب داده بودم . روزی که الهام خبر عقب افتادن کنکور رو بهم داد هیچ وقت فراموش نمی کنم ، خوشحال شدم چون به این فرصت واقعاً احتیاج داشتم . آمنه شاکی شده که چرا بچه ها به وبلاگ سر نمیزنن التماس دعا ، مرضیه ( اسم رو هم نوشتم که بعداً آمنه حرفهای من رو به یکی دیگه نسبت نده ! )
آخرین امتحان
۸۶/۱۱/۶ آخرین روز دوران کارشناسی دانشجویان رشته حقوق ۸۲ بود ، آخرین امتحان ، آخرین سلام و خداحافظی ، آخرین ناهار دسته جمعی ، آخرین حرفها ، نگاهها و اشارتها ... ۸۶/۱۱/۶ روز جدایی از کسانی بود که ۴ سال با آنها در یک کلاس درس خوانده بودند ، خندیده و گریسته بودند ، قهر و آشتی کرده بودند ... ۴ سال همچون ۴ روز سپری شد و شاید هم کمتر از آن ... مرضیه
|