تبليغاتX
خبرها و خاطره ها
خبرها و خاطره ها
اللهم داحی الکعبه و فالق الحبه وصارف اللزبه و کاشف کل کربه.اسئلک فی هذا الیوم...

 و اما یک غزل انتظار

 جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...

سیدحمیدرضا برقعی

افزودنی است نشست پنجاهم سلسله نشست های تازه های علوم جنایی با موضوع «رفتار کرامت مدار با بزهدیده در مرحله دادرسی» توسط جناب آقای دکتر عباس شیری در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۸۸ در محل سالن کنفرانس دانشکده حقوق دانشگاه شهیدبهشتی در ساعت ۳۰/۱۶ الی ۳۰/۱۸ برگزار خواهد شد. از علاقمندان برای شرکت در این نشست دعوت به عمل می آید.

الهام

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در جمعه 1388/08/22 ساعت 13:31 |

"بجودک یا کریم"

سلام. الهام عزیز خواسته بود ادامه ی بیتی رو که در نظرات نوشته بودم بنویسم؛ تقدیم به دوست گلم:

یک نفر از پس تقویم زمان، فصل تنهایی من را دیده

میوه ی کال دلم را ناگاه، با سرانگشت نگاهش چیده

 

یک نفر سان پرستو با خود، خبر از بوی بهار آورده

پوپک یخ زده ی روحم را، به طرب همچو هزار آورده

 

یک نفر در خم دهلیز دعا، چامه ی خستگی ام بشنیده

فقر دستان قنوتم را او، از بلندای اجابت دیده

 

یک مخاطب ز پس پرده ی «او» ، راز اشعار مرا رو کرده

ناشناسی است که خیلی آسان، با طنین سخنم خو کرده

 

یک نفر آمده از آن سر عشق، همدم فصل هبوطم گشته

خوانده ام در دل مصحف رازی، مایه ی ستر و سکونم گشته

 

یک نفر آمده با عهد درست، به تماشا به برم بنشسته

چشم در چشم هم اما افسوس، دفتر قلب خودش را بسته

 

یک نفر مثل معمای بزرگ، دعوی دوستیش افسانه

سطر سطر نگهش ناخوانا، آشنایی است ولی بیگانه

 

یک نفر آمده آری اما، دل او صید نگاهم بوده؟

دل به او باخته ام آیا او، لایق حفظ قمارم بوده؟

آمنه

 

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در چهارشنبه 1388/08/20 ساعت 0:23 |

با هر بهانه و هوسی عاشقت شده است

فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده است

 

چیزی ز ماه بودن تو کم نمی شود

گیرم که برکه ایی نفسی عاشقت شده است

 

ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده است

 

 پر می کشی و وای به حال پرنده ایی

کز پشت میله ی قفسی عاشقت شده است

 

آیینه ایی وآه که هرگز برای تو

فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده است

(فاضل نظری) 

آمنه

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در یکشنبه 1388/08/10 ساعت 22:28 |

یاد باد ان روزگاران یادباد
سلام بچه ها بازم منم. چه خبر؟دیگه کسی عروس نشده؟تازه عروسامون بچه دار نشدن؟دلم برای یه مهمونی دورهمی تنگ شده. راستی وبلاگتون خیلی سوت وکور شده.شنیدم گردوخاک کردین.تعداد عناصر ذکور وبتون هم داره زیاد میشه.امیدوارم همتون موفق باشین.التماس دعا.راستی باوفاترینتون الهامه که از اینجا روشو میبوسمسمیه
|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در شنبه 1388/08/09 ساعت 15:37 |

سلام بچه ها سمیه ام حالتون چطوره امیدوارم همه سرحال موفق و دماغتون چاق باشه.از ذانشگاه اصفهان باهاتون تماس میگیرم.اینجا بچه هاش خیلی خرخون هستند.مرضیه اکبری هم اینجاست.مشتاق دیدارتون

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در یکشنبه 1388/08/03 ساعت 16:9 |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس