عضويتلغو عضويتPowered by WebGozar
RSS طراح قالب
ای سزاوار محبت ای تو خوب بی نهایت
همه ذرات وجودم به وجودت کرده عادت
الهه
تورفتی در نگاه من شفق زد
وشب سیلی به رخسار فلق زد
دریغا دست بی رحم جدایی
کتاب آشنایی را ورق زد
تورا گفتم که ای آلوده درد
چرا گلبرگ رخسارت شده زرد؟
به من گفتی که اندوه جدایی
نمی دانی به روز من چه آورد...
مریم
دستور زبان عشق
دست عشق از دامن دل دور باد!میتوان آیا به دل دستور داد؟
میتوان آیا به دریا حكم كردكه دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود: ایست!باد را فرمود: باید ایستاد؟
آنكه دستور زبان عشق رابیگزاره در نهاد ما نهاد
خوب میدانست تیغ تیز رادر كف مستی نمیبایست داد
فضه سادات
التماس دعا در این ماه مبارک
انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس