تبليغاتX
خبرها و خاطره ها
خبرها و خاطره ها

      (( الشربینی٬مروه ای تا صفای حجاب ))

    

 بیانیه مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری در شهادت مظلومانه بانوی محجبه مروه الشربینی                                                                                                                                                                 "شهیده عفاف ، شهادتت مبارک"

شهادت الشربيني خوی ددمنشانه غرب را بر ملا کرد

 سردمداران نظام ظالمانه و ضد حقوق بشری غرب٬ امروز به اصلي‌ترين ناقضان حقوق بشر تبدیل گشته و با ایجاد جو اسلام هراسی و اسلام ستیزی نژادپرستان غفلت زده غربی را به استحمار کشیده و آنان را چون زنگی مست تیغ بر دست ، به جان زنان مسلمان و عفیف در انظار عمومی و در منظر چشمان پلیس به سلاخی در بیدادگاه آلمان وادار ساخته اند.
اکنون آزادی در انتخاب پوشش و حجاب٬ جرم نابخشودنی و نماد جهالت قرون وسطایی غرب است که یک روز به شکل عدم صدور مجوز ورود به مدرسه و دانشگاه و کارخانه و اداره برای دختران محجبه در کشورهای غربی و غربزده تجلی می کند و یک روز در بیدادگاه نازیستهای آلمانی به جرم حجاب٬ زن مسلمان به شهادت می رسد .
چقدر مضحک است که رسانه های دروغ پرداز غربی جرمی بدین وضوح را به عنوان گرایشات نژاد پرستانه فردی توجیه کرده و پلیس بی آبروی آلمان به جای یورش به قاتل ، به همسر مقتول تیراندازی می کند و دولت مدافع نژادپرستی آلمان به جای پخش تصاویر همدستی پلیس و قاتل به سانسور تصاویر اصلی پرداخته٬ ولی قتل مرموز غرب ساخته "ندا آقا سلطان" را با شرح و تفصیلات در شبکه های خبری خود برای محکومیت جمهوری اسلامی پخش می کند.
جالب است همانهایی که فقط چند روز پیش قوای انتظامی و امنیتی ایران را به دلیل برخورد با اغتشاشگران ، سوزاندن مساجد و بانکها و غارتگری اموال عمومی متهم به نقض آزادی ، دموکراسی و حقوق بشر می کردند و سرانشان داعیه دفاع از انسانیت در ایران را سر می دادند تحت تبلیغات زهرآگین اسلام ستیزی آنان ، نژادپرستان پرورش یافته حکومتی به روی مادران مسلمان در منظر طفل سه ساله تیغ بر می کشند و در مرکز برقراری عدالتشان تئاتر قساوت و جنایت برای جهانیان به نمایش می گذارند.
شرم باد بر دروغگویانی که در قرن بیست و یکم با چنینن رفتارهای دوگانه ای تاریخ ننگین زمان هیتلر را در اذهان ملتها زنده ٬و سابقه وحشی گری در جنگهای نژادپرستانه که کمترین ارمغانش آوارگی و بی خانمانی مردم بی دفاع بوده است را به یاد تاریخ می آورند.
واضح است که اگر مروه عزیز یک زن یهودی بود اوضاع رسانه ها و دستگاههای خبرپراکنی غربی چگونه هولوکاستی دیگر آفریده بودند و چگونه فریاد مبارزه با تروریسم و حقوق بشر سر داده میشد.
این حمله وحشیانه و غیر انسانی حمله به همه آرمانهای انسانی و اهانت آشکار به اصل آزادی اندیشه و انتخاب می باشد و در این راستا مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با محکوم نمودن این رفتار نژاد پرستانه٬ شهادت شهیده عفت و حجاب «بانو مروه الشربینی» را نقض آشکار حقوق بشر دانسته و از دادگاههای بین المللی خواستار احقاق حق می باشد و بیدادگاه آلمان را نمونه ای روشن از بی عدالتی در محاکم آلمان دانسته و این حرکت را نماد اسلام ستیزی در عصر به اصطلاح گفتگوی تمدنها می داند.
ما زنان مسلمان٬ رویکردهای دوگانه در قبال ارزشها و اصول حقوق بشر در زمینه های گسترش نژادپرستی و بی احترامی به حقوق مهاجرین و اقلیتهای مسلمان را در اروپا به عنوان بزرگترین آسیب اجتماعی و سیاسی و لکه ننگی بر دامن غرب و آغازی بر پایان تمدن پوشالی آن قلمداد می نماییم.
در پایان٬ مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با ابراز تسلیت و همدردی به خانواده و مردم مصر در رابطه با به شهادت رسیدن مظلومانه خانم" مروه الشربینی" از سازمان کنفرانس اسلامی و سازمان ملل و مجامع حقوق بشر خواستار رسیدگی و جلوگیری از اینگونه رویکردهای غیرانسانی و ایجاد ساز و کارهای جدی به منظور مقابله با روند رو به رشد اینگونه اعمال ضدحقوق بشری می باشیم.

                                                                                                                              الهام

 

|+|

امام علي

در نجف سینه بی قرار از عشق

گفت:لایمکن الفرار از عشق

 

غزلی نذر حضرت مولا 

مولای ما نمونهء دیگر نداشته است

اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می کنم

این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی

آیینه ای برای پیمبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی شهر علم بود

شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است

انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود

یا جبرِِییل واژهء بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است

هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است

 

این شعر استعاره ندارد برای او

تقصیر من که نیست برابر نداشته است

سید حمیدرضا برقعی

ميلاد مولي الموالي مبارك. التماس دعا

فضه سادات و آمنه

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در یکشنبه 1388/04/14 ساعت 11:29 |

سلام دوستان

چند سال پيش ويروسي رايج شد كه با نشستن بر اعصاب صورت، موجب فلج نصف صورت البته موقتا مي‌شد. در پي آن، ويروس جديدي در حال رواج است كه با نشستن بر اعصاب صورت موجب سردرد، چشم درد و در نهايت تاري ديد شده و بعضا در تشخيصات اوليه ام اس و يا تومور اعلام مي‌گردد.

Eye_Mint_by_Prussian.jpg

در صورت برخورد با چنين موردي  زياد نگران نشويد.

آمنه

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در یکشنبه 1388/04/14 ساعت 11:4 |

سلام مرضيه جان

در برف‌ريز 86 با هم شروع كرديم قرارنبود به اين زودي حرف رفتن بزنيم. پست مجهول النويسنده كار من بود. البته متن اون رو يكي از دوستان به سفارش دوستان ديگر نوشته بود و من برغم اينكه شيوه‌ي برخورد ديگري رو مي‌پسنديدم اما ترجيح دادم ضمير "ما" ، من رو هم دربربگيره. با همه‌ي اين توضيحات به نظرم در پايان چنين پستي نبايد اسمم رو مي‌نوشتم.

مرضيه جان برائت از نظر خاص يك نفر در يك موضوع خاص آن هم به خاطر اينكه دست آويز افراد مغرض قرار گرفته، هرگز به معني تبري از خود اون شخص يا ساير نظراتش نيست.

به هرحال مرضيه جان مدير وبلاگ تويي، وبلاگ هم براي اين بود كه ارتباطمون با هم حفظ بشه هرجاي ايران كه باشيم. همه هم ميدونن كه اگه سرزدنهاي مداوم تو نبود اين وبلاگ تا حالا متروك شده بود. اما حكم ماجراهاي اخير از همه‌ي اينها جداست. انتظار اين بود كه نظرات ديگران و پاسخهاي خودت در وبلاگ به طور كامل منعكس بشه.

مرضيه جان بحث نظر من و نظر تو و آزادي بيان و... نيست وقتي كه رهبرمون جان و تن و آبرويش را كف دست گرفته تا فداي "شاه شمشاد قدان خسرو شيرين دهنان/ كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان" و انقلاب و اسلام كنه وبلاگ و قلم من و تو كه ارزشي نداره بالاتر از اونو بايد بياريم.

جهانيان همه گر منع من كنند از عشق

من آن كنم كه "خداوندگار" فرمايد...

آمنه

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در شنبه 1388/04/13 ساعت 12:6 |

                                         (( اطلاعیه مهم ))

سلام به همه نویسندگان و خوانندگان محترم وبلاگ صمیمی و پرافتخار فارغ التحصیلان کد 82 حقوق دانشگاه امام صادق(ع)-واحد خواهران  

 هیچ وقت یادم نمیره. حدود چهار سال پیش بود و بحث انتخابات مثل امروز توی دانشگاه و کلاس ما داغ. با این فرق که ما اونروز پیش هم بودیم و امروز جدا از هم. هرکدوم از بچه ها نظرات و گرایشات سیاسی خاص خودشون رو داشتند. ازبین اونها عده ای بودند که سخت از کاندید مورد نظرشون دفاع می کردند و گاهی هم با بچه هایی که طرفدار کاندید دیگری بودند وارد بحث می شدند. یکی از اونها من بودم.یکبار که داشتم با هیجان با فاطمه( اکبری) صحبت می کردم، احساس کردم تو دل هردومون نسبت به هم کمی کدورت ایجاد شد.اونروز برام مهم نبود ولی بعد از انتخابات که تب و تابها خوابید و زندگی به روال قبل برگشت از گذشته احساس پشیمانی کردم.وقتی می دیدم فاطمه به من و بچه های دیگه خالصانه محبت می کنه در دلم شرمنده می شدم.همون موقع بود که با خودم عهد بستم تو زندگی هیچ وقت کسانی رو که از ته دل دوستشون دارم به خاطر مسائل سیاسی یا حتی مذهبی از خودم نرنجونم. فهمیدم که امام حسین چرا می گفت اگر دین ندارید ،آزاده باشید.به قول آمنه، کاش همانقدر که پیامبر با کفار مهربون بود، ما(که هزار و یک اشتراک داریم)با هم مهربون بودیم.کاش اینقدر زود درمورد هم قضاوت نمی کردیم.بعداز خوندن پستهاو نظرات قبلی لازم دیدم اعلام کنم که اگر نه همه، ولی اکثریت بچه های کلاس ما باهم دوست بودند و هستند و خواهند بود و هرگز گریه ها و خنده ها و محبت های بینشون رو به این حرف و حدیث های زودگذر سیاسی نمی فروشند.

لازم بود عرض کنم، وبلاگ گروهی صرفا به معنای وبلاگی با چند نویسنده است و اصلا به این معنا نیست که همه نویسندگان در مورد همه مطالب وبلاگ باید باهم کاملا موافق باشند.تا به حال هم نویسندگان مطالب چنین داعیه ای را نداشتند و ندارند و همیشه نظرات شخصی خودشون رو گفتند.

حتی من معتقدم همین اختلاف و تبادل نظرات باعث رشد و تعالی فکری هممون میشه که قطعا هدف از استفاده از وسایل ارتباطی مثل اینترنت و وبلاگ هم همین است.اگر کسی حرفی زد و بقیه فقط تعریف و تمجید و تایید کردند،معمولا آنجا رشدی حاصل نخواهد شد. بنابرین به نظر من لزومی برای اعلام برائت از مواضع کسی نیست.امکان نظردهی برای پست ها برای همینه که هر کس موافق یا مخالف نویسنده است، نظرش رو مدلل،مودبانه و البته با نام و نشان واقعی و کامل(طوری که شناخته بشه) عنوان کند. وگرنه نمی تونه نسبت به عدم نمایش نظرش اعتراض کنه. البته همه نویسندگان وبلاگ هم به نحوی باید از سوء استفاده های احتمالی از مطلبشون جلوگیری کنند و مراقب باشند زمینه اهانت به اصول و ارزشها در این وبلاگ فراهم نشود.به علاوه همه باید قول بدیم ظرفیت خودمون رو درمورد شنیدن یا نمایش نظر مخالف بالاتر ببریم.

درنهایت، من مطمئنم مرضیه که برای تاسیس و دوام این وبلاگ بیش از همه زحمت کشیده و به گردن وبلاگ و بقیه بچه ها حق داره، به این زودی و راحتی کنار نمی کشنه. نویسنده پست قبلی هم که قطعا هدفش جلوگیری از سوءاستفاده سایرین از مطالب مرضیه بوده،به نحوی دل دوستش رو به دست میاره. چون همون ولایت فقیهی که هممون میشناسیم و به حرف هاشون استناد می کنیم بارها و بارها تاکید کردند که اختلاف نظرات سیاسی در انتخاباتی آزاد هرگز نباید به تفرقه و کینه و دشمنی بین افراد جامعه منجرشود و این از اهداف دشمن است.

دوست و خواهر کوچکتون الهام

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در شنبه 1388/04/13 ساعت 11:40 |

این پست را به عنوان آخرین مطلب خودم و در پاسخ به پست قبلی و نویسنده ی آن می نویسم:

 نمی دانم این پست را کدامیک از دوستان من نوشته که آنقدر نظر خود را به منزله ی نظر همه می دانسته که حتی اسمش را ذیل مطلب نیاورده است و عده ای را هم چنان بر سر ذوق آورده که باور کرده اند او نماینده حقوقی ها است! اما این مهم نیست و فقط برای اطلاع کسانی که دچار شبهه شده اند می گویم که این وبلاگ نه نمایندگی از طرف دانشجویان حقوق دارد و نه نماینده دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق (ع) است، نویسندگان این وبلاگ 18 نفر همکلاسی قدیمی در کد 82 حقوق هستند که فارغ التحصیل شده و برخی در دانشگاه امام صادق (ع) و برخی در دانشگاه های دیگر ادامه تحصیل می دهند، اما در واقع نویسندگان ثابت آن 2، 3 نفر بیشتر نیستند که همواره به صورت مستقل و نه به نمایندگی مطلب نوشته اند.

 آنچه که مهم است این است که اولا من نه مطلبی نوشتم که عدالت ولی فقیه زیر سوال رود و نه زمینه ی آن را فراهم کردم و اگر هم کسی با نظراتش چنین کاری کرده، نظرات قابل حذف شدن بوده و شما که آنقدر دغدغه داری نمی گذاشتی هر کسی با هر نام و نشانی نظر بدهد همانطور که من در پستهای خودم اجازه چنین کاری را ندادم و برخی نظرات را هم بی پاسخ گذاشتم تا حریم ها شکسته نشود آن هم میان خودمان که یکدیگر را می شناسیم و نزدیک 5 سال همراه و همکلاس بودیم.

 ثانیا چگونه است که اگر کسی عکس کاندید منتخب خود را با مطالبی در مدح ایشان در وبلاگ بگذارد (که در واقع با اینکار موضع گیری سیاسی شخص خود و نه همه ی فارغ التحصیلان کد 82 حقوق را نشان می دهد) استفاده شخصی از وبلاگ محسوب نمی شود! ولی اگر من درباره ی برخی حوادث جامعه  (مانند کشته و زندانی شدن یک عده از مردم) و بیانیه اساتید حقوق و وکلای دادگستری یعنی عده ای حقوقی مثل خودمان بنویسم آنگاه استفاده شخصی از وبلاگ شده است؟! آن هم در حالیکه من هرگز به صراحت از موضع سیاسی خودم سخن نگفتم بلکه از مطالبه حق و ضایع شدن حق گفتم و تاکید کردم که در مسایل پیش آمده به عنوان یک دانشجوی حقوق دغدغه حقوقی دارم و نه سیاسی؟!

 ثالثا از کدام گروه و اکثریت حرف می زنی که مواضع بیان نشده ی من مخالف عقاید همه ی آنهاست؟! و من کی حرفهای خودم را به این گروه و اکثریت نسبت دادم؟ خاطرم نیست که هیچگاه مثل شما مطلبی نوشته باشم بدون آنکه اسم خود را به عنوان نویسنده ذکر کرده باشم یا حتی مثل شما بیان کرده باشم که از طرف همه دانشجویان کد 82 حقوق حرف می زنم. یعنی تا به حال هر کسی در این وبلاگ مطلبی نوشته گویی از طرف همه نوشته است؟!

 اگر این تعریف شما از یک وبلاگ گروهی است من عذر می خواهم که از سال 86 تا کنون بدون هماهنگی و توافق با گروه مطلب نوشتم،

 عذر می خواهم که با ساختن این وبلاگ سعی در حفظ گروهی داشتم که اکنون من را عضو خود نمی داند (اگر واقعا نویسنده ی پست قبلی از همه ی دوستان دیگر نظرسنجی کرده و از طرف همه جز من این مطلب را نوشته باشد)!

 عذر می خواهم که اجازه ندادم هر کسی وارد حریم خصوصی این گروه شود و در مورد اعضایش یا مطالبی که می نویسند بدون آنکه شناخت کافی داشته باشد نظر بدهد و دلایل آن را خود بهتر می دانی و بارها تکرار کرده ام،

 و عذر می خواهم که حداقل از دوستان خودم انتظار نقد و بررسی حقوقی حوادث اخیر را داشتم و نه موضع گیری های سیاسی محض (زیرا واضح است که دانشجویان دانشگاه امام صادق (ع) و یا حداقل همکلاسی های خودم موضع گیری های سیاسی متفاوتی دارند اما آنچه که همه ی ما را به هم پیوند می دهند رشته تحصیلی مان است).

 و از آنجا که اعتقادات مذهبی راسخی داری، تو را (و دیگرانی که از آشنا و غریبه با اسامی نامعلوم هر توهین و تهدیدی! را با نظراتشان نسبت به من روا داشتند) به مادر معصوم امام زمان (عج) که همواره در مطالب خود از او یاد می کنی و جده ی سادات است واگذار می کنم اگر من را به ناحق متهم ساخته باشی و سخنی خلاف واقع درباره ام گفته باشی و بگویی.

 در پایان من پستهای خودم را که برایت ناخوشایند بوده پاک می کنم تا وبلاگ خبرها و خاطره ها به عنوان یک خاطره ی خوش در ذهن ها بماند و از این گروه متحد و متفق القول می خواهم که یک وبلاگ گروهی با همان معنا که در ذهن دارند بسازند و البته می توانند زحمت ساختن و هماهنگی و مدیریت آن را هم به نویسنده همین پست قبلی که از طرفشان مطلب نوشته است بدهند، زیرا نگرانم که مبادا نتوانم جلوی سم پراکنی در این وبلاگ را بگیرم و با شخصی کردن آن! موجبات آزردگی خاطر شما و دیگر دوستانتان را فراهم کنم.

 خدا نگهدار شما

مرضیه السادات

|+|

اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر

ما دانشجويان حقوق كد ۸۲ دانشگاه امام صادق(ع) واحد خواهران، رسماً از مواضع دوست خود خانم مرضيه سادات اعلام برائت كرده و مي‌گوئيم كه كليه‌ي بيانات و پستهاي اخير، نظرشخصي ايشان بوده كه هيچ سنخيتي با عقيده‌ي اكثريت گروه ندارد و ايشان فراموش كرده‌اند كه اين وبلاگ متعلق به گروه است نه وبلاگ شخصي ايشان!

از همه‌ي دوستان عزيز و امام زمان(ع) معذرت مي‌خواهيم كه ناخواسته زمينه‌اي فراهم شد تا عده‌اي معلوم الحال! تاآنجا پيش روند كه عدالت ولي فقيه واجب الاطاعه را زيرسؤال ببرند.

از مرضيه‌ي عزيز مي‌خواهيم كه اجازه‌ي سم پراكني دراين فضاي مجازي را به ديگران ندهد.

والعاقبة للمتقين 

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در سه شنبه 1388/04/09 ساعت 11:39 |

دریا، صبور و سنگین

می خواند و می نوشت:

"من خواب نیستم

خاموش اگر نشستم

مرداب نیستم

روزی که برخروشم و زنجیر بگسلم

روشن شود که آتشم و آب نیستم!"

سلام به دوستان خوبم، امیدوارم حال همگی خوب باشه و بعد از امتحانات پایان ترم دوستان حقوق خانواده، فرصتی فراهم بشه که همدیگر رو ببینیم. به اطلاع دوستانی که هادی رو می شناسند می رسونم که امروز صبح بعد از ۱۰ روز آزاد شد و رفت سر جلسه کنکور، براش آرزوی موفقیت می کنم اما نمی دونم با آن وضع روحی و جسمی چقدر آمادگی کنکور را داشته است. همایش بین المللی بررسی صحنه جرم هم که قبلا اطلاعیه اش رو در وبلاگ نوشته بودم ۱ و ۲ و ۳ تیر برگزار شد.

با آرزوی موفقیت دوستان در امتحانات

مرضیه السادات

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در پنجشنبه 1388/04/04 ساعت 23:26 |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس