تبليغاتX
خبرها و خاطره ها
خبرها و خاطره ها
چهارشنبه سوری و ... سال نو

سلام ، امیدوارم حال همگی خوب باشه . چه خبر از چهارشنبه سوری ؟!

سال نو رو به همه ی همکلاسی ها و دوستان خوبم تبریک میگم و امیدوارم سال ۸۷ برای شما پر از برکت ، نعمت و هر چیزی باشه که آرزوش رو داشتید . اگه به یاد من هم افتادید برام دعا کنید ! موقع نوشتن این مطلب به یاد سالهای گذشته افتادم ... زمانی که میتونستیم آخرین روزهای سال رو در کنار هم سپری کنیم و بعد از تبریک عید و التماس دعا و یک خداحافظی مفصل از هم جدا بشیم با این امید که پس از تعطیلات دوباره همدیگر رو خواهیم دید ...

( چند مطلب متفرقه ! : ۱- طبق آخرین اخبار بدست آمده از گروه حقوق تا کنون کلیه اوراق امتحانی تصحیح و نمرات آن ارائه شده به جز درس حقوق تطبیقی ! البته هنوز همه ی نمرات وارد رایانه نشده . ۲- در ادامه مطالب قبلی و تذکر فاطمه ، مولود و سایر دوستان لازمه این نکته رو بگم که در سال جدید ! مطالب یا نظراتی که به صورت گمنام یا ناشناس یا با هر عنوان مستعار دیگری ثبت شوند بلافاصله پاک خواهند شد ! ارائه ی نظرات و انتقادات و شکایات و ... با شرایطی که قبلا مطرح شد مانعی نداره . ۳- دوستانی که مایلند در همایش حقوق بشر دوستانه شرکت کنند پس از تعطیلات اسامی خودشون رو به خانم صفاری نیا یا خانم حاجی زاده اعلام کنند )

مرضیه

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در چهارشنبه 1386/12/29 ساعت 1:8 |

طعم تلخ تفرقه افکنی
سلام به همه ی دوستان گلم

یه مدتی سرم خیلی شلوغ بود و فرصت نکرده بودم سری به وبلاگ بزنم.چند روز پیش که ازطریق پیامک ! با مرضیه در ارتباط بودم، متوجه شدم که یه اتفاقهای ناخوشایندی تو وبلاگ افتاده.همون شب به وبلاگ سر زدم و از خوندن مطالب نوشته شده واقعا ناراحت شدم.از کسی که این تفرقه افکنی رو شروع کرد خیلی دلگیر شدم و امیدوارم که این اولین و آخرین باری باشه که دست به چنین کاری می زنه. دوستای گلم همه ی ما مشکلات و دغدغه های خاص خودمون رو داریم،بذارید حداقل وقتی به این وبلاگ سر می زنیم با خوندن یه جمله یا شعر قشنگ ، دیدن یه عکس زیبا، با خبر شدن از حال روز همدیگه و...برای چند ثانیه هم که شده لذت ببریم و احساس آرامش کنیم. 

روی قشنگتون رو می بوسم.از خدای مهربون می خوام که سالی سرشار از موفقیت و شادی رو در پیش داشته باشید و برای همتون در لحظه تحویل سال در مشهد مقدس دعا خواهم کرد. شما هم من و خانواده ام رو دعا کنید.

فاطمه.ا

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در سه شنبه 1386/12/28 ساعت 17:17 |

همایش دانشجویی حقوق بشر دوستانه

دانشگاه امام صادق (ع) واحد خواهران برگزار می کند :

 

همایش دانشجویی حقوق بشر دوستانه

 

محورهای مقالات :

 

* حقوق بشر دوستانه در اسلام :

حقوق بشر دوستانه در قرآن ، نهج البلاغه و سیره اهل بیت (ع)

صلح و کرامت انسانی در اسلام

مبانی فلسفی حقوق بشر دوستانه در اسلام

 

* چالش های جهان اسلام و حقوق بشر دوستانه :

حقوق بشر دوستانه در فلسطین ، گوانتانامو و ...

انتفاضه و حقوق بشر دوستانه

 

* حمایت از زنان و کودکان و محیط زیست در حقوق بشر دوستانه

* حقوق بشر دوستانه در جنگ ایران و عراق

* مبانی فلسفی حقوق بشر دوستانه در جهان معاصر

* حقوق بشر دوستانه و مبارزه با تروریسم

 

همچنین علاقه مندان می توانند موضوعات پیشنهادی خود را در ارتباط با حقوق بشر دوستانه ارائه نمایند . ترجمه مقالات معتبر با موضوعات فوق نیز پذیرفته می شود .

 

مهلت ارسال مقالات : یکشنبه 1 اردیبهشت 1387

تاریخ برگزاری همایش : دوشنبه 16 اردیبهشت 1387

 

مرضیه

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در یکشنبه 1386/12/26 ساعت 0:37 |

سلام

پاسخ هر پرسشی فقط عشق است.

پاسخ هر مشکلی فقط عشق است.

پاسخ همه بیماری ها فقط عشق است.

پاسخ هر دردی فقط عشق است.

عشق همواره تنها پاسخ است زیرا تنها واقعیتی است که وجود دارد.

جرالد جمبالسکی

چند روز سر نزدم چه غوغایی بر پا شده.همتون قاطی کردید ،اصلا یادتون رفته واسه چی اینwebدرست شده،شرم آوره،لطفا از این به بعد دعواهای خانوادگیون رو خصوصی حل کنید چون اینجا یه محل عمومی است و همه میتونن مطالبو بخونن.نمونه اش کارگاه که به قول خودش داشته وبلاگ گردی می کرده (ما هم باور کردیم).این مطالب به اسم 82 حقوق یعنی خانم هایی که هر کدام حداقل22،23 رو دارن.حالا خودت فکر کن چقدر جلوه بدی داره.

بگذریم.........

 راستی فضه جون می تونی مطالبتو قبلا بنویسی و بعد copyوpasteکنی.

                                                                                           مولود

 

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در شنبه 1386/12/25 ساعت 18:18 |

چند نکته :
۱. جلسه دفاعیه پایان نامه دکترا خانم عظیم زاده روز یکشنبه ۲۶ اسفند ماه از ساعت ۴ در محل دانشگاه امام صادق (ع) واحد برادران برگزار میشه ، دوستانی که مایل هستند میتونن شرکت کنند (این خبر به نقل از الهه به اطلاعتون میرسه) .

۲. الهام نحوه ی گذاشتن تصویر در وبلاگ رو پرسیده بود : اگه به قسمت راهنمای وبلاگ مراجعه کنی توضیحات لازم رو پیدا میکنی ، چند راه وجود داره ، به طور خلاصه و ساده میتونم برات بگم که اول باید تصویر مورد نظرت رو تو فضای وب قرار بدی ، برای اینکار سایتهای مختلفی وجود داره ، من از www.tinypic.com استفاده میکنم ، وارد سایت که میشی ازت خواسته شده فایل (عکس یا فیلم) رو جستجو کنی(browse) ، وقتی عکس مورد نظرت رو پیدا و انتخاب کردی روی upload now کلیک میکنی با اینکار عکس در فضای وب قرار میگیره و در اندازه کوچکتر بهت نشون داده میشه ، دوباره روی عکست کلیک میکنی تا با اندازه واقعی نشون داده بشه بعد عکس رو copy و paste میکنی در صفحه ی پست مطلب جدید . فقط دقت کن که عکست خیلی بزرگ نباشه (مثلا اگه ۱۸*۱۳ یا کوچکتر باشه خوبه) چون صفحه وبلاگ بهم میریزه .

۳. ستاره های رنگی دور موس به درخواست فاطمه.ا که نمیدونم چرا اعصابش ضعیف شده حذف شد ! امیدوارم تو مدتی که رفته شمال بهش خوش بگذره و روحیه اش بهتر بشه !

مرضیه

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در پنجشنبه 1386/12/23 ساعت 23:2 |

رویا
قاصدک غم دارم...

غم به اندازه سنگینی عالم دارم ...غم من صحراهاست... افق تیره او  ناپیداست...

قاصدک وای به من ...!همه از خویش مرا می رانند...

آسمان نگهم بارانیست..

قاصدک دیگر از این پس منم و تنهایی ...

می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست...

می گریزم به جهانی که مرا ناپیداست...

شایدآن نیز فقط یک رویاست...                            مریم

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در چهارشنبه 1386/12/22 ساعت 18:54 |

سلام ، بابا چه خبر شده ! چرا دوباره دعوا شده ، فارسی بگید ما هم بفهمیم  که کی زیراب کییو زده و کییا هستند که خودشون میدونند و دستشون تو کار زیراب زنی بوده  و لطفاْ بگید این زیراب خورده بیچاره زیرابش پیش کی زده شده ، حالا مگه چی شده چی رو از دست داده ، طفلی شاید کنکورش رو خراب کرده . الهام خوش به حالت چه قدر دوستت دارند ! مریم جان چرا تو خودتو ناراحت می کنی ؟ عوض اینکه اینهمه تو سر و کله هم بزنید به آقای سید حسن حسینی بگید که به هر کدوممون یه username& password جداگونه بده که دیگه کسی نتونه زیرابی مطلب بنویسه و دعوا راه بندازه

(سمانه)

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در چهارشنبه 1386/12/22 ساعت 0:32 |

نظرسنجی !

سلام به همکلاسی های خوبم

اینطور که معلومه بهانه ی خوبی برای نوشتن مطلب تو وبلاگ پیدا شده !!! البته هیچ اشکالی نداره شاید هم خیلی مفید باشه ... به نظر میاد یک فرصتی ایجاد شده تا همدیگر رو بهتر بشناسیم و اگر نتونستیم تا وقتی تو یک کلاس و کنار هم بودیم مشکلات و دغدغه هامون رو حل کنیم حالا براش چاره جویی کنیم !

 اگر کسی گله و شکایتی داره مطرح کنه ، اگر کسی فکر میکنه بهش ظلم شده یا با نامردی از حقش محروم شده از حقش دفاع کنه ، اگر کسی سوال بی جوابی تو ذهنش داره بپرسه ، لو دادن طرف مقابل هیچ مانعی نداره و چون وبلاگ عمومیه ، اینکار زیرآب زنی و غیبت هم محسوب نمیشه !!!

اما رعایت یک سری نکات ضروریه :

1. اگر مطلبی رو می نویسید آنقدر شهامت داشته باشید که خودتون رو معرفی کنید تا سوء تفاهمی پیش نیاد و اگر هنوز جرات اینکار رو پیدا نکردید لطفا چیزی ننویسید و ذهن خوانندگان رو هم بی جهت مشغول نکنید !

2. لطفا ادعای خود رو مستند و مستدل بیان کنید !!! اجل از شان شماست که بی دلیل کسی رو متهم کنید !

3. مطرح کردن نظرات شخصی کاملا آزاد است ولی نسبت دادن نظرات شخصی به همه یا اکثریت جایز نیست ! الحمدلله همه ی دوستان حی و حاضر هستند و می توانند نظرات خودشون رو از زبان خودشون بیان کنند !

4. تا جایی که ممکنه صریح حرفتون رو بزنید و از بکار بردن کلمات مبهمی چون بعضی ها ، یکی از بچه ها ، اونی که فلان جور بود ، همونی که میدونید و ... خودداری کنید چون نه تنها به حل مساله کمک نمیکنه بلکه میتونه باعث دامن زدن به اختلافات بیشتر و سوء تفاهم بشه .

۵. جانب انصاف و عدالت رو هم رعایت کنید ، خوبی ها و بدی ها رو در کنار هم بسنجید و پیش از آنکه دیگران رو زیر ذره بین بگذارید در مورد خودتون داوری کنید !

با تشکر !

مرضیه

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در سه شنبه 1386/12/21 ساعت 23:0 |

ما شش نفر !

مولود عزیز خواسته بود که از مهمانی براش بگیم ... خوب ! همه چیز عالی بود و خیلی خوش گذشت ، جای دوستانی که نیامدند خالی بود . خودم ، الهه ، الهام ، فضه سادات ، سمانه و خدیجه روز سه شنبه مهمان سرالحیا بودیم . خیلی زحمت کشیده بود و با اون حالش  برامون آش و فلافل درست کرده بود ... خیلی دوست داشت که همه ی همکلاسی ها دور هم جمع بشن ولی نشد . امیدوارم در مناسبت ها و مهمانی های دیگه تعداد بیشتری از دوستان رو ببینم .

خبر مهم اینکه مراسم عروسی سمانه ۲۲ تیر ماه سال جدید برگزار میشه ... از الان دارم خبر میدم که دوستان برنامه هاشون رو تنظیم کنند و بعدا بهانه ای برای نیامدن نداشته باشند !!!

پس از انتظار بسیار اوراق امتحانی یک درس دیگر هم تصحیح شد !!! درس قواعد فقه ! البته هنوز از نمره ها خبر ندارم .

مرضیه

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در چهارشنبه 1386/12/15 ساعت 23:46 |

روانشناسی

سلام بچه ها، حال و احوالتون چه طوره؟مهمونی بی من خوش گذشت؟

امروز یه جمله دیدم که حسابی ذهنم مشغول شده:

زنان باهوش معمولا با افراد احمق شوهر می کنند.                                آناتول فرانس

خیلی نگران خودم شدم.البته فکر می کنم عکس این جمله هم صادق باشه(در مورد مرد ها) ،حتی معتقدم که مفهوم مخالف هم داره.نظر شما چیه؟من که تو فکر یه راه حل برای پیدا کردنه میزان IQافراد با چند جمله صحبت کردن هستم.

 تسخیر یک کشور بزرگ از تسخیر دل کوچک یک زن راحت تر است.

ناپلئون

مولود

 

 

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در چهارشنبه 1386/12/15 ساعت 0:26 |

تازه های علوم جنایی

جلسه ی سی و نهم تازه های علوم جنایی با موضوع روشهای فوق العاده اعتراض به احکام کیفری امروز برگزار شد . خودم ، الهام و سمانه ( که البته نمی دونم چطور با اون همه گرفتاری و مسوولیت فرصت پیدا کرده بود بیاد ؟! ) در جلسه شرکت کردیم . مباحثی که مطرح شد بسیار جالب و مفید بود و در پایان من رو به این نتیجه رسوند که برم و با قانونگذاران پیش از انقلاب آشنا شم !!! چون پس از بررسی و تطبیق موادی از قانون آیین دادرسی کیفری به این نکته پی میبری که کم ایراد ترین قانون آیین دادرسی کیفری همون قانون پیش از انقلاب بوده ! به هر حال امیدوار بودیم که مشکلات قوانین شکلی با تنظیم و تصویب قانون جدید اصلاح بشه ولی سخنران جلسه ضمن خواندن مواد مشابه در قانون جدید گفت که ایراد ها همچنان باقیست ! در ضمن برای اطلاع و آمادگی دوستان باید بگم که جلسه چهلم در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۳۰ با موضوع منع تشدید مجازات در مرحله تجدید نظر برگزار میشه .

خبر بعدی اینکه قرار ما برای رفتن به خونه ی سرالحیا شد ساعت ۹ روز سه شنبه در ایستگاه صادقیه و دوستانی که میخوان برای سرالحیا کادو تهیه کنند خودشون اقدام کنند چون سر خرید کادو یا پول دادن به صورت دسته جمعی توافق حاصل نشد !

مرضیه  

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در یکشنبه 1386/12/12 ساعت 23:59 |

مناجات
الهی، از تو شرمنده ام که بندگی نکردم ، و از خودم شرمنده ام که زندگی نکردم، و از مردم شرمنده ام که اثر وجودی ام برای ایشان چه بود.

                                                آیة الله حسن زاده

التماس دعا

فاطمه.ا

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در شنبه 1386/12/11 ساعت 11:55 |

بنام خداوند انديشه

سلام

 قابل توجه مرضيه جون

عشق همه چيز است ، عشق كليد زندگي است و تمام عالم به قدرت عشق است .      (رالفواددوترين) ... دختر هنوزم خواستگارات رو رد ميكني  ... ؟!!!

راستشو بخواي دلم حسابي براي بگو بخند هات با الهه در مورد عشق و ازدواج تنگ شده ، ولي تعجب ميكنم كه چرا با وجود اين همه صميميتتون اونو تو وبلاگ نويسي راه نميندازي ؟!

براي مهموني خونه سر الحيا تصميمي واسه اينكه كادو بگيريم يا نه گرفتي؟ البته اگه نظر من رو بخواي پول بديم بهتره .

 مرضيه جون بايد بگم شوهرم از ظرفيت بالا و وسعت نظرت در مورد اظهار نظر ديگران تو وبلاگ خوشش اومد !!

براي همه همكلاسيهاي گلم آرزوي سلامتي و سرزندگي دارم .

                                                                                                          خديجه

 

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در جمعه 1386/12/10 ساعت 21:8 |

همگی خوش آمدید !
سلام به همکلاسی های خوبم ،

و شاید بهتر باشه بگم سلام به همه ی کسانی که همکلاسی من نبودند ولی لطف میکنند و به این وبلاگ سر میزنند و نظر میدهند .

البته از اول هم قرار نبوده که این وبلاگ خصوصی باشه ، نویسندگان این وبلاگ مشخص و محدودند ولی بازدید کنندگانش خیر !!! از این لحاظ ( خبر ها و خاطره ها ) یک وبلاگ عمومی محسوب میشه .... شاید خبر ها و خاطره های ما برای خیلی ها جذاب باشه !

در پاسخ اون همکلاسی ناشناس هم عرض کنم که هیچ جای نگرانی نیست ! نه حرف نادرستی زده شده و نه رفتار ناشایستی از کسی سر زده ! این وبلاگ رو خود من به کد ۸۳ معرفی کردم و خوشحالم که سر میزنند و اگه نظر هم بدهند که دیگه عالیه !

امیدوارم این جمع صمیمی ما که خیلی ها آرزوش رو دارند برای همیشه باقی بمونه ، که البته لازمه اش همکاری و همراهی خود دوستانه . هنوز برخی از همکلاسی ها هستند که خبری ازشون نشده مثل سمانه ، سمیه ، الهه .... منتظرشون هستم .  

مرضیه

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در جمعه 1386/12/10 ساعت 20:29 |

حیلت رها کن عاشقا ، دیوانه شو دیوانه شو     

                                                        و اندر دل آتش درا ، پروانه شو پروانه شو  

هم خویش را بیگانه کن ، هم خانه را ویرانه کن   

                                                       وانگه بیا با عاشقان ، همخانه شو همخانه شو               

باید که جمله جان شوی ، تا لایق جانان شوی

                                                        گر سوی مستان میروی ، مستانه شو مستانه شو

الهام

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در جمعه 1386/12/10 ساعت 14:40 |

 

بسم رب الحسین

 

 

 «اربعین  چهل روز از عاشورا کربلایی تر است.»   

 

(شهید سید مرتضی آوینی)

 

 

 

هر که شد از سر اخلاص عزادار حسین(ع)

 

نام او ثبت نمایند به طومار حسین(ع)

 

یارب این منصب شاهانه ز ما باز نگیر

 

تا که پیوسته بمانیم عزادار حسین(ع)

 

گرچه هستیم گنهکار،خدایا مگذار

 

در جزا بر دل ما حسرت دیدار حسین(ع)

 

 

التماس دعا

یا علی

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در سه شنبه 1386/12/07 ساعت 22:40 |

جلسه ی تازه های علوم جنایی روز یکشنبه ۱۲ اسفند از ساعت ۴:۳۰

بعد از ظهر در دانشگاه شهید بهشتی برگزار می شود .

امیدوارم همه ی دوستان علاقمند رو در جلسه ببینم .

مرضیه 

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در دوشنبه 1386/12/06 ساعت 12:11 |

مرغ عشق

سلامی به گرمی دمای سطح خورشید (تا همتون کباب بشید) من که با smsاحوالات کنکور همتونو جویا شدم،فکر کنم نتیجه کلی خوب نیست پس خوش به حال خودم که وقتمو تلف نکردم. ولی به هر حال آرزوی قلبیم موفقیت برای تک تکتون بوده (حتی اونایی که........ اگه دروغ بگم خدا همین الان کورم بکنه)امروز یکی از بچه ها می گفت تو قرار بود رو کم کنی پس چی شد(قابل توجه فاطمه خانم)باید عرض کنم که :خانم جون من یعنی مولود مثل یک مرغ عشق گمنامم،اگه توی webبا دقت بگردی می تونی رد پای منو پیدا کنی،آره جونم اینه مسلک زندگی ما.............

مولود

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در دوشنبه 1386/12/06 ساعت 0:35 |

روحی که هم معنی دوست داشتن را می فهمد،

هم زیبایی اشک را،

هم می جنگد،

و هم می داند سر بر زانوی مهربان او نهادن و در زیر دستهای نوازشگرش به لذت تسلیم،رام بودن،

از شکوه آدمی نمی کاهد.

دکتر علی شریعتی(نیایش)

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در دوشنبه 1386/12/06 ساعت 0:29 |

از دانشگاه چه خبر ؟!

به حول و قوه الهی امروز قسمت شد بریم دانشگاه و یاد گذشته رو زنده کنیم ... زیارت مزار شهدا ، کلاس درس ، دیدن برخی اساتید و دوستان ... جای همه خالی ! راستی آمنه رو دیدم که سخت مشغول نوشتن پایان نامه بود ، گویا فضه هم بوده ولی من موفق نشدم ببینمش . خدمت همکلاسی های گلم عرض کنم که علی رغم التماس و اصرار فراوانی که به اساتید کردیم تا شاید دلشون به رحم بیاد و این برگه های امتحانی رو زودتر تصحیح کنند ، هنوز هیچ کدوم از نمرات غیر از بین الملل خصوصی وارد کامپیوتر نشده ... بچه ها همه عالی داده بودند و اکثر نمرات ۱۰۰ بود که البته خودم جزو این اکثریت نبودم ! لذا تا نمرات معلوم نشده برای فارغ التحصیلی کاری جز سماق مکیدن نمیشه انجام داد ! همه از کنکور می پرسیدند و میگفتند خوش به حالت دیگه راحت شدی ! و من واقعا نمی دونستم که چی باید بگم ؟! تایید کنم یا رد ؟

یک نکته دیگه اینکه همراه من وصل شد و در خدمت دوستان هستم ! بابت این مدت هم که پیام ها رو بی پاسخ گذاشتم عذر می خوام ... بعضا دوستان خیلی نگران شده و گمان کرده بودند که ازدواج کردم و همسرم اکیدا sms رو بر من حرام کرده !!!

لازم به ذکره که مهمانی خانه ی سرالحیا سه شنبه هفته ی آینده ( ۱۴ اسفند ) در منزل خودش در کرج به صرف ناهار که آش باشه ، برگزار میشه و امیدوارم همه دوستان تشریف بیارند ، انشاالله تا فردا آدرس دقیق رو با sms به اطلاع همگی می رسونم ... حتما هماهنگ کنید تا قرار بگذاریم و با هم بریم . 

مرضیه

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در یکشنبه 1386/12/05 ساعت 22:10 |

سلام دوستای گلم من الهامم
دلم برای همتون خیلی تنگ شده.چیکار کنم؟
|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در یکشنبه 1386/12/05 ساعت 16:16 |

 

دوست...

 

گهگاه واقعه ای می لرزاندت،تکانت می دهد وهر وقت که می لرزی هوشیار می شوی و از جهالت بیرون می آیی ، و این بار هم لرزشی است و تکانی .

 

از آن اول که آدمها خودشان را شناختند محتاج دوست بودند .نمی دانم این یک رفتارفطری است یا نقیض هم بر آن عارض است؛ولی شاید این طور باشد که آدم محتاج است که دوست بدارد و دوست بدارندش ،وشاید هم خوانده باشی که این دوستی می تواند زمینه ی بسیاری از کارها شود.

 

قصه ،قصه ی حب است.وقتی تمام زندگی انسان ، تمام افکار یک انسان  بعد از خدا یک دوست باشد و آن هم دوستی همسنگ تو،قصه، قصه ی فرهاد نیست ،افسانه ی مجنون نیست. قصه ی لرزیدن قلبی و چکیدن اشکی است. قصه،قصه ی غریبی است با یک آ شنا ،میان این همه غریبه ها...

 

این دوستی مثل دوستی خیلی های دیگر نیست که با هر بادی بر باد رود ؛ دوستی ریایی و تظاهر هم نیست؛ دوستی برای دنیا هم نیست ؛

 

                                                دوستی برای خداست

 

                                                                                       بر گرفته از کتاب حرمان هور

                                                                           از دستنو شته های شهید احمد رضا احدی

                                                                                                  ( با تلخیص)

 

التماس دعا

یا علی

سمیرا  
|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در یکشنبه 1386/12/05 ساعت 13:16 |

 

انتظار مقدم دلدار می باید کشید...

به بهانه جمعه ای دیگر که در پیش است...

 

ای روز آفتابی

 

ای مثل چشم های خدا،آبی  

 

ای روز آمدنت روشن

 

این روز ها که می گذرد هر روز،

 

در انتظار آمدنت هستم

                                                                                                    

اما، با من بگو که آیا من نیز     

 

                    در روزگار آمدنت هستم؟

                                                         مرحوم قیصر

 

 

سلام همکلاسی

حال و احوال؟امتحان ارشد هم تموم شد،هر چند، ما که کشکی امتحان دادیم ولی امیدوارم اونایی که تلاش کرده بودن وبرای آزمون مایه گذاشتن موفق باشن هر چند خدا وکیلی سخت بود مخصوصا سوالای جزاییش

از این حرفا که بگذریم حالا نوبت بچه هاست که مرام و معرفتشونو نشون بدن و یه سری به وبلاگ بزنن و ما رو مستفیذ ! کنن

ایامی که از اتمام دانشگاه گذشت تا الان برای من  پر از خاطره بودو سرم شلوغ...(ببخشید مثل اینکه ما خواهر عروس بودیمااااا!)

روز امتحان مشاوره هم ،خیلی از بچه ها رو در کمال ناباوری دیدم،بماند که چقدر شیرین بود... نمیدونم فرصت دیدار مجدد فراهم میشه یا نه؟

من که تا اون زمان دلمو به این وبلاگ و پیامک های گاه و بیگاه و خاطرات گذشته خوش می کنم،شما هم  نامردی نکنید،سر بزنید

راستی روز 29 بهمن حانیه کوچولو به دنیا اومد،از همین جا تولدش رو در درجه اول به زهرای عزیز به عنوان مادر و سپس شما دوستان  عزیز بعنوان خاله  های حانیه جون تبریک میگم،انشاالله که خدا حفظش کنه

ضمنا  پیروزی ایران در عرصه فناوری هسته ای هم مبارکتون باشه

کماکان ما رو دعا کنید

یا علی

سمیرا

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در شنبه 1386/12/04 ساعت 22:46 |

سلام دوستان

فقط خواستم ابراز وجود كنم وگرنه حوصله نوشتن ندارم   عيد اين ورا اومدين يه ندا قبلش به من بديد تو بهترين هتل همدان واستون جا رزرو مي كنم 

دعا يادتون نره

يا علي

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در شنبه 1386/12/04 ساعت 22:29 |

زندگی
مراد از زنده ماندن ،امتداد خورد و خوابم نیست...

توان دیدن دنیای ره گم کرده، در رنج و عذابم نیست...

هوای همنشینی با گل و ساز و شرابم نیست...

جهان بیمار و رنجور است،دو روزی را که بر بالین این بیمار باید زیست ،اگر دردی ز جانش بر ندارم ناجوانمردیست..

نمی خواهم بمیرم تا محبت را به انسانها بیاموزم،بمانم تا عدالت را بر افروزم...

نمی خواهم بمیرم،ای خدا ،ای آسمان،ای شب...

نمی خواهم ،نمی خواهم،

نمی خواهم ...  مگر زور است...!

 

              مریم

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در جمعه 1386/12/03 ساعت 2:36 |

درد دل
سلام دروغه اگه بگم دلم واستون تنگ شده بود ... خدایی درد کنکور بد دردی بود.... اما حالا به یادتونم ...دیگه هیچی واسم مهم نیست .. تقصیر  خودتونه که من دل سنگ شدم ...وگرنه مطمئن باشید هیچکس بیشتر از من روز آخر گریه نکرد ،اونم در حالی که هیچ کس نفهمید من در تمام راه بر گشت در حالی که از پنجره به بیرون خیره شده بودم اشک ریختم...... 

در قمار زندگی من باختم ...

بس که تک خال محبت بر زمین انداختم

مریم

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در جمعه 1386/12/03 ساعت 2:14 |

بعد از کنکور ... !

کنکور کارشناسی ارشد هم برگزار شد ... ! زمان خیلی سریع گذشت ، آنقدر سریع که تا دفترچه سوالات رو جلوی خودم ندیدم باورم نشد ! پارسال کنکور آزمایشی دادیم تا شاید در محیط قرار بگیریم و با نحوه برگزاری آزمون و تعداد سوالات آشنا شیم ... امسال کل سیستم متحول شد از تعداد دفترچه ها و سوالات گرفته تا زمان پاسخگویی و ... !!! اصلا بهتره که هیچ اظهار نظری نکنم فقط این رو می دونم که واقعا نمیشه رو هیچ چیز کنکور حساب کرد ، نه زمانش ، نه نوع و تعداد سوالاتش ، نه منابعی که معرفی میشه ... یعنی طراح سوالات جزا اصلا دنبال این بوده که سوالی رو بده که جوابش تو منابع اصلی نباشه !!! حالا راست یا دروغ کمتر کسی بود که با رضایت از جلسه بیرون بیاد ، یا از سختی سوالها شاکی بودن یا اگه سوالها به نظرشون آسون بوده هم ، نتونسته یا نرسیده بودن جواب بدن ! راستش رو بخواهید خستگی این مدت به تنم موند ... شنیدم که نتایج رو تو اردیبهشت میدن ، تا اون موقع ... تنها دلخوشیم اینه که امروز ( یعنی دیروز چون الان ۱:۳۰ صبح پنج شنبست ) خیلی از دوستها و همکلاسی هام رو دیدم ، دوستای دوران دبیرستان ، دانشگاه ، ورودی ۸۴ ( که خیلی ارادت داریم خدمتش ! ) و ...

در ضمن خدمت همکلاسی های خوبم عرض کنم که همراه من به حالت تعلیق یک طرفه دراومده و متاسفانه در حال حاضر نمی تونم جواب دوستانی رو که پیام میدن بدم !!!

 التماس دعا ، مرضیه

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در پنجشنبه 1386/12/02 ساعت 1:43 |

سلام دوستان منم مامان نسیبه(به قول پسرم)امیدوارم حال همتون خوب باشه و موفق باشید مرضیه جون دستت درد نکنه عجب وبلاگی راه انداختی ببخشید اینقدر دیر به وبلاگ سر زدم سرم بند مشاوره بود هر چند خراب کردم راستی امروز دیگه همه راحت شدیم غول فوقم رفت ایشالا اونایی که تلاش کردن موفق باشن دلم برا همتون تنگ شده به امید دیدار

همه ما نمی توانیم کارهای بزرگ انجام دهیم اما می توانیم کارهای کوچک را با عشقی بزرگ انجام دهیم

|+| نوشته شده توسط یک همکلاسی در چهارشنبه 1386/12/01 ساعت 23:36 |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس