![]() این وبلاگ متعلق به فارغ التحصیلان رشته حقوق دانشگاه امام صادق (ع) ورودی 1382 می باشد.
پست الکترونیک آرشیو مطالب نویسندگان
وضعیت در یاهو
آرشیو مطالب
بهمن 1388
دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
قرآن کریم
دانشگاه امام صادق (ع) سازمان سنجش پرسش و پاسخ ورودی 84 پلیس مشاوران و وکلای قوه قضاییه گام آخر بلاگفا خبرنگار مسلمان مؤسسه داد آفرين سخن نور قاصدک موسسه طرح نوین مرجع مقالات حقوقی اتحاديه سراسري كانونهاي وكلا گفتارهایی در حقوق جزا حقوق برای همه وکیل مدافع عدالتمند و حقیقت جو باشید آرماچوندیا حقوق ایران و جهان حقوق خانواده حقوقدانان چش سفید و حقوق بشر آرمانگران دادگر مستور موعود عکسهای سارا دفتر مطالعات و تحقیقات زنان معرفی وبلاگهای حقوقی دنیای حقوق حقوق ایران و فرانسه انصاف انجمن ایرانی حقوق جزا سایت حقوق ایران دنیای حقوقی من چرندیات یک چپ دست شاخه نبات خاطرات دوران دانشجویی وکالت دادخواهی مجمع علمی و فرهنگی مجد کارآموزان علوم قضایی United Nations Find Law The World Law Guide ICRC تحولی نو نجات غزه شق القلم پرسه در خیال پزشکان بدون مرز انجمن ایرانی جرمشناسی کتابخانه ملی ایران Adib Lawyer تخصصی حقوق دختران باحجاب شکوفه عصمت دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
خبرنامه
RSS
|
خبرها و خاطره ها
آخ جون مهمونی!!!!!!
سلام به همه
دل هر کی نمیاد بسوزه ما فردا می ریم خونه ی سمانه جون الان فرصت ندارم بیشتر بنویسم .......... ایشالا ادامه ی توضیحات بعد از مهمونی ........ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن: از الان به سمانه جان
فضه سادات
جلسه دفاع
در فصل دفاع از پایان نامه ها، موضوع این پایان نامه به نظرم جالب رسید:
بررسی ابعاد فقهی و حقوقی همانندسازی حیوانات استاد راهنما: دکتر محمد راسخ استاد مشاور: دکتر رحیم نوبهار زمان: ۱۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۰ مکان: دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، اتاق ۲۰۳
موفق باشید، مرضیه السادات |+|
«-/ تو اینجا چه می کنی؟ میخواره گرفته و غمگین جواب داد: می نوشم. شازده کوچولو از او پرسید: چرا می نوشی؟ میخواره جواب داد: برای فراموش کردن. شازده کوچولو که دلش به حال او سوخته بود پرسید:چه چیز را فراموش کنی؟ میخواره که از خجلت سر به زیر انداخته بود اقرار کرد: فراموش کنم که شرمنده ام. شازده کوچولو که می خواست کمکش کند پرسید: شرمنده از چه؟ میخواره که یکباره مهر سکوت بر لب زد گفت: شرمنده از میخوارگی! و شازده کوچولو مات و متحیر از آنجا رفت. در بین راه با خود میگفت: راستی راستی که این آدم بزرگها خیلی خیلی عجیبند!» سلام به دوستان عزیزی که سایه هاشون خیلی خیلی سنگین شده. یاد کلاسهای خانم شهرتاش افتادم و عباراتی که از جاهای مختلف به عاریه می گرفت و در صحبتهاش ازشون استفاده میکرد. داستان میخواره رو براتون نوشتم تا با هم یاد اون روزا رو بخیر کنیم. ولادت امام محمد باقر(ع) مبارکتون باشه. امشب صدف بحر ولایت گهری زاد یا دخت حسن فاطمه، زیبا پسری زاد در خانه ی خورشید ولایت قمری زاد یا بار دگر آمنه پیغامبری زاد این است که دو فاطمه را نور دو عین است پور دو علی باشد و نجل حسنین است (میثم) آمنه
|